مشاهده / بستن موضوعات

ارتباط بین هوش هیجانی وسبک رهبری کارشناسان تربیت بدنی آموزش و پرورش شهر تهران

دسته بندی: تربیت بدنی
2401 بازدید

هدف كلي اين تحقيق تعیین میزان ارتباط بین هوش هیجانی و سبک رهبری كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران می باشد. روش تحقيق توصیفی از نوع پيمايش همبستگي است. در اين تحقيق به بررسي ارتباط بين هوش هیجانی و سبک رهبری كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران پرداخته شده است. كه داده هاي مربوط به ارتباط بين متغيرهاي تحقيق از طريق پرسشنامه جمع آوري مي شوند. ضمنا پرسشنامه هاي مورد استفاده از از روايي و اعتبار لازم برخوردار بوده و پرسش نامه هاي معتبري محسوب مي شوند. از مطالعات كتابخانه اي براي تدوين نظري و از نظرسنجي و پرسشنامه براي گردآوري داده هاجهت آزمون فرضيه هاي تحقيق استفاده شد. قلمرو مكاني تحقيق ، كارشناسان مسئول تربيت بدنى آموزش و پرورش شهر تهران بود. فرض صفر در مورد عدم ارتباط خودآگاهی،خودتنظیمی،همدلی،انگیزش ومهارتهای اجتماعی و سبک رهبری تحول¬گرای وعمل گرای آزمودنی¬های تحقیق قبول می¬شود و نتیجه می¬گیریم بین خودآگاهی خودتنظیمی،همدلی،انگیزش ومهارتهای اجتماعی و سبک رهبری تحول گراو عمل گرای آزمودنی¬ها ارتباط معناداری وجود ندارد.

 

100صفحه فایل ورد (Word) فونت 14 منابع دارد قیمت 36000 تومان

 

پس از پرداخت آنلاین میتوانید فایل کامل این پروژه را دانلود کنید 

انجام پروپوزال مقاله و پایان نامه مدیریت در کوتاهترین زمان با موضوعات خاص شما. منتظر تماس شما هستیم

از ساعت 11 الی 19 روزهای کاری02166479693

 

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول.
مقدمه 2
بیان مسئله 3
اهمیت وضرورت تحقیق 6
اهداف تحقیق 6
هدف کلی 7
اهداف اختصاصی 7
فرضیه ها 9
روش تحقیق 10
جامعه آماری 10
نمونه آماری 10
ابزار ووسایل اندازه گیری تحقیق 10
روش جمع آوری اطلاعات وشیوه اندازه گیری 10
پیش فرض های تحقیق 11
محدودیت های تحقیق 11
محدودیت های کنترل شده توسط محقق 11
محدودیت های غیر قابل کنترل 11
تعریف واژگان تحقیق 12
سبک رهبری 12
هوش هیجانی 13
فصل دوم
مقدمه 17
مبانی نظری تحقیق 17
تاریخچه هوش هیجانی 17
هوش هیجانی چیست 17
مدلهای هوش هیجانی 20
ساختار هوش هیجانی در مدل توانایی 21
مدل بار آن 23
مدل دانیل گلمن 24
اهمیت هوش هیجانی 25
هوش هیجانی و بهره هوشی 26
رهنمودهای لازم برای موفقیت برنامه های هوش هیجانی 28
روش های صحیح اجرای برنامه هوش هیجانی 28
هوش هیجانی در محیط کار 29
ابعاد هوش هیجانی در مدیریت ورهبری 30
روش های صحیح اجرای برنامه آموزش هوش هیجانی 31
رهبری چیست 33
معنای لغوی رهبری 36
صفات شخصیتی رهبر 38
جدول(2-3) ویژگی ها وخصوصیات شخصیتی رهبری 39
نظریه های رفتار رهبری 39
نظریه اقتضایی 41
نظریه مسیر –هدف 42
نظریه وضعیتی 42
جدول 2-4 43
منابع قدرت رهبر 43
شیوه رهبری 43
جدول 2-5 45
نظریه های جدید رهبری 47
نظریه های اسنادی رهبری 47
نظریه رهبری فره مند 47
نظریه های رهبری عمل گرا و تحول گرا 48
نظریه های رهبری مارشال ساشکین 50
خصوصیات رهبری تحول گرا ی مارشال ساشکین 54
رفتارهای رهبری تحول گرا در الگوی مارشال ساشکین 55
رهبری عمل گرا در الگوی ساشکین 55
جدول 2-6 ابعاد نیمرخ رهبری مارشال ساشکین 57
رهبری دانشگاهی 57
رهبری تحول گرا واعتبار رهبری 58
جدول 2-7 60
ارتباط بین کار دانشگاهی باکیفیت رهبری دانشگاهی 60
معرفی ابزارهای تحقیق 61
پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ 61
جدول 2-8 شماره سوالات هوش هیجانی 62
تحقیقات انجام شده در باره هوش هیجانی وسبک رهبری 65
پیشینه داخلی 65
پیشینه خارجی 66
جمع بندی 67
فصل سوم 69
مقدمه 70
روش تحقیق 70
جامعه آماری 70
نمونه های آماری 70
متغیر ها ی تحقیق 71
متغیر های پیش بین 71
تعریف عملیاتی متغیر های تحقیق 71
روایی وپایایی پرسشنامه 71
جدول 3-1 ضریب پایایی عناصر پرسشنامه سبک رهبری 73
جدول 3-2 ضریب پایایی عناصر پرسشنامه هوش هیجانی................................................ 73
جدول 3-3 ضرایب آلفای گرونباخ پرسشنامه ها 74
ابزار ووسایل اندازه گیری در تحقیق 74
روش جمع آوری اطلاعات 74
روش آماری 74
فصل چهارم 75
مقدمه 76
تجزیه وتحلیل توصیفی ویژگیهای فردی وسازمانی 76
جدول 4-1 توزیع فراوانی ودرصد فراوانی جنسیت 76
نمودار 4-1 توزیع درصد فراوانی جنسیت آزمودنی 77
جدول 4-2 توزیع فراوانی ودرصد فراوانی سن 77
نمودار 4-2 توزیع درصد فراوانی سن آزمودنی ها 78
جدول 4-3 توزیع فراوانی ودرصد فراوانی سابقه کاری 79
نمودار4-3 توزیع درصد فراوانی سابقه کاری 79
جدول4- 4توزیع فراوانی ودرصد فراوانی میزان تحصیلات 79
نمودار4- 4توزیع درصد فراوانی میزان تحصیلات 80
جدول4- 5توزیع فراوانی ودرصدفراوانی وضعیت استخدام 80
تجزیه وتحلیل استنباطی یافته ها 80
جدول 4-6 شاخص های آمار توصیفی مولفه های پنج 81
جدول 4-7 شاخص های آمار توصیفی سبک رهبری 81
جدول 4-8 نتایج آزمون ضریب همبستگی فرض اول 82
جدول4-9 نتایج آزمون ضریب همبستگی فرض دوم 83
جدول4-10 نتایج آزمون ضریب همبستگی فرض سوم 84
جدول 4-11 نتایج آزمون ضریب همبستگی فرض چهارم 85
جدول4-12 نتایج آزمون ضریب همبستگی فرض پنجم 86
جدول4-13 نتایج آزمون ضریب همبستگی فرض ششم 87
فصل پنجم 88
خلاصه تحقیق 89
بحث ونتیجه گیری 91
نتیجه گیری کلی 103
پیشنهادهای برخاسته از تحقیق 103
پیشنهاد هایی برای تحقیقات بعدی 103
پیوست ...................................................................................................... 106
منابع...........................................................................................................110
Abstract....................................................................................................116

 

 

 

 


فصل اول
طرح تحقیق

 

 

1-1 مقدمه
دنياي امروز، دنياي سازمان ها است و نيروي انساني به عنوان با ارزش ترين منابع سازماني، متوليان آن محسوب مي‌شوند. از ابتداي آغاز علم مديريت، مفاهيم ناب و اصلي در باره افراد، سازمان ها، كارگران، مديران، سيستم ها و شبكه ها رشد پيدا نموده و باعث شكل دهي به انديشه و رفتار مديران، كاركنان و سياستگذاران گرديده است (رابينز ،2002 ).
امروزه بيش از هر زمان مشخص شده است كه رشد و توسعه سازمان ها و در پي آن جوامع در گرو استفاده صحيح از نيروي انساني است (گلمن ،2002). در حال حاضر سازمان بشري مانند گذشته نيست به ويژه نيروي كار به طور قابل توجهي در حال تغيير است. از اين رو لازم است مديران خود را با الگوها و گرايشات مختلف افراد هماهنگ نموده و آماده باشند تا آنها را برهم منطبق نمايند.
بي شك در جهان پر شتاب و سرشار از تحول و رقابت امروز آنچه موجبات تحقق مزيت رقابتي سازمان ها را تضمين مي‌كند، نيروي انساني با كيفيت، خلاق و پوياست.
در طول تاریخ، بشر همیشه درصدد کسب موفقیت و پیشرفت بوده است .در دهه های اخیر دستیابی به علوم و فنون مختلف بشر را در این راه به سرعت جلو برد و در حوزه موفقیت های فردی تصور براین بود که بهره هوشی معیار اصلی توانایی یادگیری و موفقیت افراد است. درعین حال، نمونه هایی یافت می شدند که دارای بهره هوشی بالایی بوده، در آزمونهای ورودی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی نمرات بالایی کسب می کردند، ولی در زندگی شغلی و خانوادگی خود موفق نبودند و برعکس. از این رو، دانشمندان علوم مختلف به تحقیق در مورد این پدیده پرداختند.
در سال1970، برای اولین بار، دو روانشناس امریکایی به نام‌های پیتر سالوی ازدانشگاه ییل و جان مایر از دانشگاه نیو‌‌همپشایر، بحث علمی هوش هیجانی را مطرح کردند (آقایار ،1385). آنان بيان داشتند افراد با هوش هيجاني بالاتر قادرند انگیزه خود را حفظ کنند و درمقابل ناملایمات استقامت کنند ، در شرایط بحرانی و وجود تکانش خودشان را کنترل نمایند، کامیابی را به تاخیر بیندازند ، حالات روانی خود را تنظیم کنند و نگذارند پریشانی خاطر قدرت تفکرشان را خدشه دار کنند و با دیگران همدلی کنند وامیدوار باشند.
دانیل گلمن معتقد بود هوش هیجانی مهارتی است که دارنده آن میتواند از طریق خودآگاهی، روحیات خود را کنترل کند، از طریق خود تنظيمي آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی، تاثیر آنها را درک کند و از طریق مدیریت روابط، به شیوهای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد(دوستار ، ۱۳۸۲). هوش هيجاني تواناییهای یك شخص در مواجهه با چالش های محیطی است و موفقیتهای فرد را در زندگی پیش بینی می كند. هوش هيجاني را می توان به كارگیری قابلیتهای عاطفی خود و دیگران، در رفتار فردی و گروهی برای کسب حداکثر نتایج، تعریف كرد(گلمن، 1998). به عبارت ديگر، هوش هیجانی یعنی مجموعه ای از صفاتی که در سرنوشت افراد اهمیت زیادی دارد.
1-2 بيان مسأله
مهارت کنترل هیجان ها و عواطف دیگران یکی از جنبه های مهم در علم مديريت محسوب می شود. شواهد حاکی است هوش هیجانی عامل ضروری برای عملکرد بهتر، بهره وری بالاتر، گروه های کاری خوب و رهبری استثنایی است. در حقیقت به نظر می رسد موفقيت سازمان در گرو داشتن قابلیتهایی مانند خود آگاهی ، همدلی ، اعتماد به نفس و انگیزش است(رابينز ،2002). گلمن نشان می دهد که تقریبا 90 در صد علت تفاوت میان عملکرد مدیران برجسته و معمولی سازمان به هوش هیجانی آنها بستگی دارد . او در سال 1998 طی مقاله ای اظهار داشت که تصور نکنید بهره هوشی (هوشبهر) و مهارتهای فنی خیلی مهم نیستند . برعکس نقش آنها بعنوان استعداد ها و ظرفیت های بنیادین از اهمیت بالایی برخوردارند . یعنی برای مشاغل اجرایی ضروری هستند اما برای اینکه رهبر برجسته سازمانی باشیم حتما نیاز به هوش هیجانی بالا هستیم (گلمن،1998).
تفاوت مدیران موفق و ناموفق معمولا به فقدان مهارتهایی مانند خودکنترلی، همدلی، ارتباطات، تشریک مساعی و ابتکارات مربوط می شود که جزء لاینفک قابلیت های هوش هیجانی هستند.
جان ماير هوش هیجاني را اینگونه تعریف کرده است: هوش هیجانی توانایی درک و فهم هیجان ها و عواطف است به منظور تعمیم آن بعنوان حامی اندیشه ، شناخت هیجان ها و دانش هیجانی تا بتوانیم آنها را نظم داده و موجبات رشد عقلی، عاطفی و هیجانی فراهم گردد (ماير،1997).
هوش هيجاني استفاده هوشمندانه از عواطف مي باشد. بدين شكل كه شما بصورت آگاهانه از عواطف خود استفاده مي كنيد و رفتار و تفكرات خود را در جهت اهداف خود تقويت مي كنيد تا به نتايج جالب توجهي برسيد ‌(‌گلمن ، 1998) . هوش هيجاني اين امكان را براي ما فراهم مي كند كه بصورت خلاقانه تري بيانديشيم و از عواطف و احساسات خود درحل مسائل و مشكلات استفاده كنيم (‌چرنيس ، 2000 ). جان مایر و پیتر سالوی بيان داشتند كه هوش عاطفی توانایی ارزیابی، بیان و تنظیم عاطفه خود و دیگران و استفاده کارآمد از آن است.
تاكنون ابعاد زيادي براي هوش هيجاني معرفي شده است. يكي از شناخته شده ترين و معروفترين مدلها، مدل 5 بعدي گلمن است كه در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است و شامل:
1- خود آگاهي 2- خود تنظيمي 3-انگيزش 4-همدلي 5-مهارتهاي اجتماعي می باشد.
خود آگاهي : گلمن خود اگاهي را چنين تعريف مي کند که فرد بايد بصيرت داشته باشد و از حالات دروني، نقاط قوت و ضعف خود و منابع دروني خود آگاه باشد.
خود تنظيمي : مديريت عواطف يا خود تنظيمي دومين معيار مي¬باشد که شامل مديريت کردن حالات دروني، محرک¬هاي آني و منابع دروني شخص مي¬باشد. اين معيار شامل 5 زير معيار مي باشد.
خود انکيزشي : سومين معيار گلمن مي¬باشد که شامل کنترل تمايلات عاطفي است که از طريق آن، رسيدن به اهداف آسان می گردد.
همدلي4: به معني همسو بودن با اهداف گروه يا سازمان است بطوري که براي تحقق اهداف سازماني با فداکاري و از خود گذشتگي عمل مي کنند .
مهارتهاي اجتماعي :مبين ويژگي¬هايي است که فرد بر اساس آنها روابط بين خود و ديگران را مديريت مي¬کند(گلمن،1998) .
بنابر اظهارات دانیل گلمن، قوانین کار کردن دائما درحال تغییرند و ما به وسیله شاخص های جدید ارزیابی می شویم. اینکه چقدر هوشمندیم یا چند دوره آموزشی دیده ایم یا چه تخصصی داریم ، هیچگاه مورد قضاوت قرار نمی گیریم بلکه چقدر خوب می توانیم خودمان و دیگران را اداره کنیم . کلماتی مانند احساسات ، هیجانها و عواطف مفاهیمی قابل درک و لمس هستند که بطور روز افزون در موفقیت کسب و کار موثرند(آقايار،1386) . مطالعات جديد نشان داده‌اند كه عامل ناشناخته‌اي كه براون و موشاوي (2005) آن را X ناميده‌اند دانش ما را در زمينه تاثير درون فردي سبك رهبري و هوش هيجاني را تكميل مي‌كند (ديلانو و سانچز،2007). پاگليس و گرين (2002) خوداثربخشي را بصورت "اعتقاد يك فرد كه او مي‌تواند بصورت موثر رهبري كند و اعضاي گروه و زيردستان را براي رسيدن به اهداف هدايت نمايد" تعريف كرده‌اند. بر این اساس به نظر مي‌رسد رابطه بين هوش هيجاني و اثربخشي به عواملي چون ارزش‌هاي آزمودني‌ها، مثبت يا منفي بودن شرايط محيطي و همچنين، سطح انتظارات افراد از دستيابي به اهداف بستگي دارد (ديلانو و سانچز،2007). اگر يادگيري يك تكليف ساده باشد، تحريك احساسات آن را بهبود می بخشد، ولي درصورت دشوار بودن مانع از پيشرفت آن مي‌شود. در چنين شرايطي مدير با سبك رهبري خاص خود مي‌تواند در موقعيت مفروض، هوش هيجاني پيروان را تحريك كرده و تاثير منفي يا مثبت برجاي گذارد.
امروزه سازمان ها در زمينه و بستري بسيار حساس حركت مي‌كنند و وضعيت سلسله مراتبي گذشته درحال تبديل به وضعيت كار گروهي است. به همين دليل، مطالعه عميق تاثير وضعيت هيجاني رهبران بر روي پيروان و اعضاي گروه ضرورت بيشتري يافته است (ديلانو و سانچز، 2007). پسكوسوليدو (2002) پيشنهاد كرد كه يكي از نقش‌هاي رهبران مديريت احساسات است. سوالات زيادي در زمينه شناخت سازوکارهای مدیریت هیجانات و احساسات زیردستان توسط مدیران و رابطه آن با سبک رهبری در آموزش و پرورش وجود دارد، از جمله: هوش هيجاني كارشناسان مسئول تربيت بدني چگونه است؟ سبک رهبری كارشناسان مسئول در چه وضعيتي است؟ آيا بين هوش هيجاني و سبک رهبری كارشناسان مسئول رابطه وجود دارد يا خير؟ در اين تحقيق به بررسي اين موضوع اقدام گرديده كه آيا ارتباطي ميان هوش هیجانی كارشناسان مسئول و سبک رهبری كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران وجود دارد ؟
1-3 اهميت و ضرورت تحقيق
آخرین پژوهش ها در ارتباط با رهبری به دو نظریه تحول گرا و عمل گرا اشاره دارند. رهبران عمل گرا چنان بر پیروان خود اثر می گذارند که آنان مشتاقانه و با تعهد و تلاش مضاعف ماموریت های خود را در ارتباط به سازمان انجام می دهند.صاحب نظران و نظریه پردازان مدیریت رهبری تحول گرا را اثربخش تر از رهبران عملگرا می دانند (باس و آلیو ).
در این تقسیم بندی که بر اساس رفتار رهبری مدیران به دو دسته عملگرا و تحولگرا تقسیم می شوند رهبران عملگرا پیروان خود را در جهت اهداف تعیین شده برمی انگیزند. این رهبران کار خوب زیر دستان را تشویق و با برانگیختن زیر دستان آنان را برای تلاش بیشتر آماده می کنند. رهبران تحولگرا در سیستم سازمانی و زیردستان خود تغییر ایجاد می کنند، این رهبران دارای قدرت فوق العاده هستند و در قلوب پیروان خود نفوذ می کنند (ماکس وبر). این رهبران زیردستان را برای موارد زیر تشویق می نمایند (باس و آلیو):
1- کوشش بیشتر برای اطاعت از مدیر
2- تلاش بیشتر از حد مشخص شده برای آنها
3- بینش بیشتر درباره سازمان (خداداد، حمید).
متاسفانه تاكنون در داخل كشور تحقيقات بسيار كمي جهت بررسي ارتباط هوش هيجاني و سبک رهبری صورت گرفته است. كمبود چنين تحقيقاتي در حيطه ورزش و سازمان هاي ورزشي مشهودتر است. با توجه به اینکه بالا بودن هوش هیجانی در مدیران تربیت بدنی می تواند کشور را در راستای تحقق و پیشبرد اهداف تعیین شده در ماموریتها و برنامه های مورد نظر یاری رساند، و از آنجا که این احتمال وجود دارد که هوش هیجانی با سبک رهبری مدیران در ارتباط باشد، ضروریست این امر مورد بررسی قرار گیرد که آیا هوش هیجانی با سبک رهبری مدیران ارتباط دارد یا خیر. شناخت مولفه های دخیل در شیوه ارتباطات مدیران از جمله فعالیتهایی است که در اثربخش تر ساختن و کارآمدی سازمان ها (بویژه در حیطه ورزش و تربیت بدنی) موثر است از اهمیت بالایی برخوردار است. در اين تحقیق به بررسي رابطه هوش هیجانی و سبک رهبری كارشناسان مسئول تربيت بدني آموزش وپرورش شهر تهران پرداخته شده است.
1-4. اهداف تحقيق
1-4-1. هدف کلي
هدف كلي اين تحقيق تعیین میزان ارتباط بین هوش هیجانی و سبک رهبری كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران می باشد.
1-4-2 اهداف اختصاصي
1.تعیین میزان رابطه میان هوش هيجاني و سبک رهبری عمل گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران
2.تعیین میزان رابطه میان خودآگاهی و سبک رهبری عمل گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران
3.تعیین میزان رابطه میان خودتنظیمی و سبک رهبری عمل گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران
.4. تعیین میزان رابطه میان خودانگیختگی و سبک رهبری عمل گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران
.5. تعیین میزان رابطه میان همدلی اعضای و سبک رهبری عمل گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران
.6. تعیین میزان رابطه میان مهارتهای اجتماعی و سبک رهبری عمل گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران
7.تعیین میزان رابطه میان هوش هيجاني و سبک رهبری تحول گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران
.8. تعیین میزان رابطه میان خودآگاهی و سبک رهبری تحول گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران
9. تعیین میزان رابطه میان خودتنظیمی و سبک رهبری تحول گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران
.10 تعیین میزان رابطه میان خودانگیختگی و سبک رهبری تحول گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران
.11 تعیین میزان رابطه میان همدلی اعضاء و سبک رهبری تحول گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران
.1.2 تعیین میزان رابطه میان مهارتهای اجتماعی و سبک رهبری تحول گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران

1-5. فرضيه‌ها
1. بین هوش هيجاني و سبک رهبری عمل گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
2. بین خودآگاهی و سبک رهبری عمل گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
3. بین خودتنظیمی و سبک رهبری عمل گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
4. بین خودانگیختگی و سبک رهبری عمل گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
5. بین همدلی و سبک رهبری عمل گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
6. بین مهارتهای اجتماعی و سبک رهبری عمل گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
7. ابین هوش هيجاني و سبک رهبری تحول گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
8. بین خودآگاهی و سبک رهبری تحول گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
9. بین خودتنظیمی و سبک رهبری تحول گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
10. بین خودانگیختگی و سبک رهبری تحول گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
11. بین همدلی و سبک رهبری تحول گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
12. بین مهارتهای اجتماعی و سبک رهبری تحول گرا كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران رابطه وجود دارد؟
1-6 روش تحقيق
روش تحقيق توصیفی از نوع پيمايش همبستگي است. در اين تحقيق به بررسي ارتباط بين هوش هیجانی و سبک رهبری كارشناسان مسئول تربیت بدنی آموزش وپرورش شهر تهران پرداخته شده است. كه داده هاي مربوط به ارتباط بين متغيرهاي تحقيق از طريق پرسشنامه جمع آوري مي شوند. ضمنا پرسشنامه هاي مورد استفاده از از روايي و اعتبار لازم برخوردار بوده و پرسش نامه هاي معتبري محسوب مي شوند.
1-7 جامعه آماري
جامعه آماري را كارشناسان مسئول تربيت بدنى مناطق 22گانه شهر تهران تشكيل مي دهند.
1-8 نمونه‌هاي آماري
نمونه آماری تحقیق حاضر برابر با تعداد جامعه یعنی 44 نفر انتخاب و پرسشنامه در بین آنها توزیع شد. از این تعداد، 44 پرسشنامه عودت داده شد که یک مورد آنها مخدوش بود. بنابراین 43 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
1-9 ابزار‌ها و وسايل اندازه‌گيري در تحقيق حاضر
در اين پژوهش با توجه به اهداف تحقيق، به منظور جمع آوري اطلاعات مورد نياز جهت آزمون فرضيات تحقيق از ابزار اندازه گيري مناسب و متناسب كه پرسشنامه هاي استاندارد مي باشد استفاده گرديد.
1-10 روش جمع آوري اطلاعات و شيوه اندازه‌گيري
از مطالعات كتابخانه اي براي تدوين نظري و از نظرسنجي و پرسشنامه براي گردآوري داده هاجهت آزمون فرضيه هاي تحقيق استفاده شد. قلمرو مكاني تحقيق ، مناطق 22گانه آموزش وپرورش شهر تهران بود. محقق پرسشنامه هاي سبک رهبری . هوش هیجانی را در اختيار كارشناسان مسئول تربيت بدنى قرار داد . سعي بر اين بود كه با توضيح اهميت كار، آنان انگيزه لازم را براي دقت كافي در پر كردن پرسشنامه ها داشته باشند. در تمام موارد محقق شخصا به توضيح اين كار پرداخت.
1-11 پيش فرض‌هاي تحقيق
پرسش نامه های تحقیق به خوبی می توانند سئوالات و فرض های تحقیق را پاسخگو باشند. این تحقیق مبانی تحقیقات متعدد آتی در این تحقیق مبنای تحقیقات آتی در خوزه مدیریت سازمان های ورزشی می تواند باشد.روشهای آماری تحقیق از روایی و پایایی لازم برای تجزیه و تحلیل اطلاعات برخوردار هستند. و همچنین نتایج این تحقیق از روایی و پایایی لازم برای تجزیه و تحلیل اطلاعات برخوردار هستند.
1-12 محدوديت‌هاي تحقيق
1-12-1. محدوديت‌هاي کنترل شده توسط محقق
1- این تحقیق محدود به مناطق 22گانه آموزش وپرورش شهر تهران می باشد.
2- در این تحقیق پرسشنامه ها تنها بین كارشناسان مسئول تربيت بدنى پخش شده است، در این صورت تنها آنان آموزش وپرورش منطقه خود خود را ارزیابی می کنند.
3- پرسشنامه معیارارزیابی برای سنجش می باشد.
1-12-2. محدوديت‌هاي غیر قابل کنترل
1- نتایج در محدوده سئوالات پرسشنامه قابل بحث است.
2- ممکن است احساسات و برداشت های شخصی از پرسشنامه توسط پاسخ دهندگان بر نتایج تحقیق اثر می گذاشت.
3- پیشینه تحقیق در ایران کمتر وجود دارد به خصوص در مورد آموزش وپرورش

1-13 تعریف واژگان تحقیق
سبک رهبری
تعريف نظري: شیوه نفوذ و تاثیر گذاری بر مرئوسان از طریق ارتباط با آنان در تحقق اهداف سازمان( ).
سبک رهبری: شیوه ای که مدیریت بر پایه آن عمل می کند.
تعريف عملياتي: سبک رهبری در اين تحقيق عبارت است از امتيازاتي كه آزمودني ها از پرسشنامه MLQ (باس و آلیو، 1995) كسب مي كنند.
سبک رهبری تحول گرا: سبکی از رهبری است که رهبر بر باورها، ارزش ها و اهداف پیروان نفوذ می کند و بعنوان قهرمان شناخته شده و تاثیر فوق العاده ای بر پیروان خود بر جای می گذارد.
سبک رهبری عمل گرا: سبکی از رهبری است که رهبر پیروان خود را در جهت اهداف تعیین شده بر می انگیزاند.
سبک رهبری بدون رهبری: رهبر در این سبک رهبری زیردستان را تشویق به فعالیت نمی کند و هیچ تلاشی در جهت تشخیص نیازهای زیردستان انجام نمی دهد. در این سبک رهبری، رهبر ارتباطی با زیر دستان نداشته و در صورتی که انحراف یا اشتباهی صورت گیرد خود را مبرا از آن می نماید
تعريف عملياتي: سبک رهبری در اين تحقيق عبارتست شیوه ای که كارشناسان مسئول تربيت بدنى مناطق 22گانه شهر تهران بر پایه آن عمل می کنند.که توسط پرسشنامه چند عاملی رهبری MLQ توسط اعضای هیات علمی ارزیابی می شود.

هوش هيجاني
تعريف نظري: هوش هیجانی يك زیر مجموعه هوش اجتماعی است که در قابلیت پایش و نظارت بر احساسات و هیجانات خود و دیگران، فرق گذاشتن بین آنها و استفاده از این اطلاعات برای هدایت افکار و اعمال، دخالت دارد(سالووی و مایر، 2000).
در مدل شايستگي هاي گلمن اجزاء تشكيل دهنده هوش هيجاني عبارتند از:
الف. خودآگاهي
تعريف نظري: تعریفی که گلمن (1995) برای خودآگاهی در نظر گرفته است چنین است : "درک عمیق و روشن از احساسات ، هیجانات ، نقاط ضعف و قوت ، نیازها و سائق‌‌های خود" .
تعريف عملياتي: در تحقيق حاضر، نمراتي كه آزمودني ها از پرسشنامه هوش هیجانی، سوالات (33،32،27،24،14،12،10،6) كسب مي كنند خودآگاهي آنان را نشان مي دهد.
ب. خود تنظيمي
تعريف نظري: تنظيم هیجانات به شیوه‌ای مناسب مهارتی است که به دنبال خودآگاهی ایجاد می‌شود . اشخاص کارآمد در این حیطه بهتر می‌توانند از هیجان‌های منفی نظیر ناامیدی ، اضطراب ، تحریک‌پذیری رهایی یابند و در فراز و نشیب‌های زندگی کمتر با مشکل مواجه می‌شوند و یا در صورت بروز مشکل به سرعت می‌توانند از موقعیت مشکل‌زا و ناراحت‌کننده به شرایط مطلوب بازگردند . برعکس افرادی که در این حیطه توانایی کمتری دارند ، همواره درگیر احساسات درمانده کننده هستند(گلمن،1995 ) .
تعريف عملياتي: در تحقيق حاضر، نمراتي كه آزمودنيها از پرسشنامه هوش هیجانی، سوالات(30،23،18،16،11،5،2) كسب مي كنند خودآگاهي آنان را نشان مي دهد.
ج. خود انگيزشي
تعريف نظري: از نظر گلمن (1995) خودانگیزشي زبان سائق پیشرفت می‌باشد و کوششی است که جهت...............................................

 

 

 


فصل دوم
مبانی نظری وپیشینه تحقیق

 

 

 

2-1 مقدمه
فصل حاضر مبانی نظری و ادبيات پیشینه تحقيق اين پ‍‍‍ژوهش را شامل مي شود كه بخش اول آن مربوط به هوش هيجاني مي باشد كه در اين بخش ابتدا به معرفي ماهيت هوش، هيجان و انواع آن مي پردازد و در ادامه مطالب بعدي اين بخش به موضوعاتي از قبيل تعريف هوش هيجاني، مدلهاي هوش هيجاني، سير تكاملي هوش هيجاني، ابعاد هوش هيجاني در مديريت و رهبري، آموزش هوش هيجاني و سبک رهبری مورد بررسی قرار می گیرد. در بخش دوم، پیشینه تحقیق در زمینه سبک رهبری ارائه می شود و در پایان به جمع بندی پرداخته می شود.
الف: مباني نظري تحقيق
2-2 تاريخچه هوش هيجاني
پیشینه هوش هیجانی به نظریه هوش اجتماعی ثورندایک در سال 1920 بر می گردد. با اين حال، سالها بعد و درسال 1985يک دانشجوي امريکايي مقطع دکتري در رشته هنر، پايان نامه اي را به اتمام رساند که درآن از عنوان هوش هیجانی استفاده کرد.به نظر مي رسد اولين اصطلاح هوش هیجانی درمحافل علمي وآکادميک به اين دانشجو باز مي گردد (هين.2004 ). سپس در سال 1990، 2 تن ازاستادان دانشگاههاي امريکا به نام هاي جان مير و پيتر سالووي بر اساس تحقيقات خودشان مقاله¬اي در زمينه هوش هیجانی به چاپ رسانيدند.آنها براي اثبات هوش عاطفي به عنوان هوش حقيقي به دنبال آزمون هاي جامع و فراگير رفتند. هدف آنها اين بود که آزموني ايجاد کنند تا توانمنديهاي افراد را در زمينه هيجانات و عواطف به شکل علمي اندازه گيري کند. تحقيقات نشان داد هوش ذهني و هوش هیجانی 2 مقوله ي متفاوت مي باشند که هر کدام مربوط به بخشي از فرايند ذهني محسوب مي شوند.
به دنبال آنها دانيل گلمن از تحقيقات آنها و بنياد هوش¬مضاعف" هاروارد گاردنر، براي تحقيقات خود استفاده کرد. گلمن از بين 7نوع هوشي که گاردنر بيان کرده بود که آنها عبارتند از :1) زبان شناختي 2)منطقي 3)موزيکال 4)جنبشي 5)فضايي/بصري 6) هوش درون فردي 7) هوش¬ميان فردي بودند، از هوش درون فردي به مفهومي به نام " فرا حالتي" رسيد که طبق تعريف گلمن يعني اگاهي از عواطف خود. او با اين مفهوم، مدل ماير و سالووي را تعديل کرد. او هوش هیجانی را به 2 مولفه يعني شايستگي هاي فردي و اجتماعي تقسيم کرد. که به طور مختصر آن شايستگي ها به اقلامي چون خودآگاهي و خود تنظيمي و خود انگيزشي و همدلي يا آگاهي جتماعي و مهارت¬هاي اجتماعي تقسيم شده است.(گلمن، 2000)
2-3 هوش هيجاني چيست؟
هیجان را اینگونه تعریف کردند : هوش هیجانی توانایی درک و فهم هیجانها و عواطف است به منظور تعمیم آن بعنوان حامی اندیشه، شناخت هیجان ها و دانش هیجانی تا بتوانیم آنها را نظم داده تا موجبات رشد عقلی، عاطفی و هیجانی فراهم گردد.
در سال 1980 سالووی و مه یر همپشایر مطالعاتی راجع به ویژگی های کیفی انسان ها همانند همدلی – خود آگاهی، کنترل هیجان و عواطف انجام دادند که بعدا مجموعه این مفاهیم تحت عنوان هوش هیجانی از سوی دکتر دانیل گلمن مطرح شد دکتر دانیل گلمن در پرفروشترین کتابش در سال1995 این را مطرح می کند که هوش هیجانی چیست ؟ و چرا از بهره هوشی مهمتر است ؟
او در پاسخ می گوید : هوش هیجانی توانایی شناسایی احساسات و عواطف خود و دیگران است و هدفش عبارتند از :
1- خود آگاهی
از طریق شناخت عمیق عواطف، هیجان ها و حالات روانی دیگران، تفاوت قوت و ضعف و توانایی ارزیابی صحیح از خود به دست می آید و به عبارتی درخود آگاهی شما هیجانات و احساسات خود را بخوانید و از آنها آگاه باشید. خود آگاهی به افراد اجازه می دهد تا نقاط قوت و محدودیتهای خود را بشناسند.
2- خود مدیریتی
توانایی کنترل و اداره کردن عواطف و هیجان ها، توانایی حفظ آرامش در شرایط بحرانی و استرس زا توانائی خود انگیزشی و ابراز منویات درونی است. بعبارتی خود مدیریتی توانایی کنترل عواطف و هیجانات و رفتارهای صادقانه و درست است. افراد با مهارت خود مدیریتی اجازه نمی دهند بدخلقی ها در طول روز از آنها سربزند و می دانند منشاء بدخلقی ها کجاست و ممکن است چقدر طول بکشد.
3- آگاهی اجتماعی
افراد دارای این مهارت دقیقا می دانند که گفتار و کردارشان بر دیگران تاثیر می گذارد و می دانند اگر تاثیر رفتارشان منفی باشد آن را تغییردهند. یک نمونه از مهارت آگاهی اجتماعی، همدلی است. همدلی یعنی توانایی ورود به احساسات دیگران یا توانایی درک احساسات کارکنان در فرایند تصمیم گیری هوشمند فردی یا گروهی است.
4- مدیریت روابط
شامل برقراری ارتباطات، تاثیرگذاری، تشریک مساعی و کار گروهی است. از این مهارت می توان درجهت گسترش شور و اشتیاق و حل تعارضات استفاده کرد. مهارتهای خود آگاهی و
خود مدیریتی مربوط به حوزه فردی است اما مهارتهای آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط به چگونگی برقراری رابطه با افراد و اجتماع بر می گردد و بیشتر به توانایی افراد درحفظ صحیح روابط خود با دیگران می پردازند. در سال های اخیر با رشد تحقیقات شواهد تجربی محکمی در زمینه اهمیت بکار گیری هوش هیجانی درمحیط کار به دست می آید. یافته های تحقیقات در بیش از صدها سازمان و هزاران مدیر ارشد اجرائی نشان دهنده اهمیت قابلیت هوش هیجانی است. هر مجموعه از قابلیتهای هوشی هیجانی، حوزه ای را در انسان تشکیل می دهد.
گلمن طی مصاحبه ای (1996) هوش هیجانی را چنین توصیف می کند:
هوش هیجانی نوع دیگری از هوش است. این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی است. توانایی اداره مطلوب خلق و خوی و وضع روانی و کنترل تکانش هاست. عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به هدف، در شخص ایجاد انگیزه و امید می کند. هم حسی یعنی آگاهی از احساسات افراد پیرامون شماست. مهارت اجتماعی یعنی خوب تا کردن با مردم و کنترل هیجان های خویش در رابطه با دیگران و توانایی تشویق و هدایت آنان است (گلمن 1995).
دانیل گلمن می گوید هوش هیجانی یعنی توانایی هایی مانند اینکه فرد بتواند انگیزه اش را حفظ کند و درمقابل ناملایمات استقامت کند، در شرایط بحرانی و وجود تکانش خودش را کنترل نماید و خونسردی اش را حفظ کند، کامیابی را به تاخیر بیندازد، حالات روحی خود را تنظیم کند و نگذارد پریشانی خاطر قدرت تفکرش را خدشه دار کند. با دیگران همدلی کند وامید وار باشد. بطور خلاصه هوش هیجانی یعنی مجموعه ای از صفاتی که در سرنوشت افراد اهمیت زیادی دارد.
گلمن در پرفروش ترین کتابش به نام « هوش هیجانی » بحث می کند که قابلیت هایی مانند: خود آگاهی، خود انضباطی، همدلی و استقامت نتایج عالی ترین نسبت به بهر ه هوشی IQ زندگی دارند و در شرایط بحرانی می توانیم از آنها به خوبی استفاده کنیم، بنابراین لازم است آنها را فراگیریم. کتاب هوش هیجانی او پرفروش ترین کتاب سال 1995 درجهان با بیش از 5000000 نسخه بود و به 30 زبان زنده جهان ترجمه گردید.
هوش هیجانی ارتباط تنگاتنگی با موفقیت های سازمانی و تحصیلی دارد. بطور خلاصه می توان نتیجه گرفت هوش هیجانی مبتنی بر هیجانها و عواطف مي باشد.
2-4 مدل هاي هوش هيجاني
ماير و همكارانش مدل هاي هوش هيجاني را به دو دسته كلي تقسيم مي كنند. الف: مدل توانايي ب:مدل تركيبي(ماير، سالووي ، كارسو ، 2000)
الف: مدل توانايي هوش هيجاني : ماير و سالووي (1993-1990) هوش هيجاني را نوعي هوش اجتماعي دانسته و در پنج حيطه خودآگاهي، خود كنترلي، خود انگيزي، هوشياري اجتماعي و تنظيم روابط خلاصه كرده اند. ولي از سال(1995) به بعد به سمت الگويي محدودتر تغيير جهت داده، پس از طي يك سري پژوهش ها و مطالعات، به تكميل نظريات خود پرداخته و مدل توانايي را ارائه داده اند. در اين مدل هوش هيجاني به عنوان يك توانايي ذهني واقعي در نظر گرفته مي شود كه با تعاريف استاندارد هوش منطبق بوده و در آن هيجان و فكر به شيوه اي سازش يافته و معنادار در تعاملند. بر اساس مدلي كه توسط ماير و سالووي تدوين شده است، هوش هيجاني در دو سيستم شناختي و هيجاني بررسي مي شود. مدل مذكور از چهار شاخه يا مؤلفه تشكيل مي شود كه هريك طبقه اي از توانايي ها را كه بر اساس پيچيدگي آن به صورت سلسله مراتب تنظيم شده اند، نشان مي دهد. مهارت هاي فرعي هر شاخه مطابق با پيچيدگي هر شاخه، سازمان يافته است. ميزان اين پيچيدگي به طور چشمگيري به مهارت هاي شاخه هاي ديگر مدل بستگي دارد(ماير،2000).
2-5 ساختار هوش هيجاني در مدل توانايي
1. شناسايي هيجان ها: اين شاخه خود شامل مهارت هايي مانند توانايي شناسايي احساسات در خود و ديگران، بروز هيجان ها به طور دقيق و تمايز بين هيجان هاي واقعي و غير واقعي مي باشد و ادراك ارزيابي و بيان هيجان ها را در بر مي گيرد. ادراك هيجاني شامل نامگذاري و توجه در رمزگشايي پيام هاي هيجاني مي شود كه از طريق حالت چهره اي، تن صدا، آثار هنري و ديگر مصنوعات فرهنگي ابراز مي شود. در چرخه سيستم شناختي هيجان ها اين مؤلفه ها شامل بازشناسي و وارد كردن اطلاعات است. هوش هيجاني بدون شاخه اول نمي تواند شروع شود. از مهارت هاي شاخه اول دو ويژگي اساسي است كه نقش حياتي در زندگی هيجاني دارند، خودآگاهي و همدلي، خودآگاهي به معني شناسايي هيجان هاي خود، به همان صورت كه حادث مي شوند و توانايي تفكر و نظارت لحظه به لحظه و مداوم بر آنهاست. همدلي از سه جزء اساسي تشكيل شده است.
الف : ادراك و تمايز: به معناي استفاده از اطلاعات به منظور شناسايي،تمايز و نامگذاري هيجان هاي ديگران.
ب : توانايي تجربه پذيرش نقطه نظرات ديگران.
ج: احساسات هيجاني : به معناي توانايي سهيم بودن در احساسات ديگران(ماير، سالووي و كارسو،2000).
2. تسهيل هيجاني تفكر با استفاده از هيجان :
اين شاخه به طور خلاصه شامل مهارت هاي زير است : استفاده از هيجان ها در تمركز، توجه بر وقايع مهم، توسعه هيجان هايي كه فرايند تصميم گيري را تسهيل مي كنند، استفاده از نوسانات خلق براي در نظر گرفتن نقطه نظرات مختلف و استفاده از هيجان ها براي تسهيل روند حل مسأله و خلاقيت. به طور كلي اين شاخه، فرايندي را شامل مي شود كه در آن هيجان ها به عنوان منابع اطلاعات و انگيزشي وارد سيستم هاي شناختي شده و آن را تحت تأثير قرار مي دهد. افراد مي توانند از حالت هاي هيجاني خود براي پيش بردن برخي اهداف استفاده كنند، هيجان هاي مثبت،
شناخت هاي مثبت و هيجان هاي منفي شناخت هاي منفي ايجاد مي كنند. اين نوسانات خلق به سيستم شناختي امكان مي دهد كه مسائل را از ابعاد مختلف ملاحظه كنند و اين امر افراد را تشويق مي كند تا نقطه نظرهاي مختلف را مد نظر قرار داده و به حل عميق و خلاقانه مسأله نائل شوند(ماير و همكاران،2000).
3. درك و فهم هيجان ها : توانايي درك هيجان هاي پيچيده و زنجيره هاي هيجاني و چگونگي تغيير هيجان ها از مرحله اي به مرحله ديگر و همچنين توانايي تشخيص علل هيجان ها و درك روابط بين آنها را در بر مي گيرد. اين شاخه مربوط به توانايي بيان هيجان ها با كلمات و باز شناسي انتقال ميان هيجان هاست. براي مثال چگونه احساس شرم و نه احساس گناه، آغازگر حالت خشم است و افراد مي توانند در هنگام خشم،كاملاً احساس شرم كنند(ماير و همكاران،2000). پس افراد با هوش هيجاني بالا قادر به تشخيص و بكارگيري كلمات مناسب براي هيجان هاي خود بوده و مي توانند هيجان هاي هم خانواده را تشخيص داده و يك گروه هيجاني را از ميان هیجان هاي وسيع و مبهم متمايز كنند.
4. نظم بخشي و مديريت هيجان ها: تنظيم هوشمندانه هيجان براي ارتقاي هيجاني و رشد هوشمندانه است، كه توانايي به تعويق انداختن احساسات، توانايي چالش يا گريز از يك هيجان به صورت متفكرانه، توانايي كنترل فكورانه هيجان ها در ارتباط با خويشتن و ديگران، توانايي تنظيم هيجان ها در خود و ديگران از طريق تعديل هيجان هاي منفي و افزايش هيجان هاي خوشايند بدون سركوب و يا اغراق در اطلاعاتي كه هيجان هاي مذكور منتقل مي كنند را در بر مي گيرد(ماير و همكاران،2000).
نظم بخشي و مديريت هيجان ها، مستلزم در نظر گرفتن مسيرهاي هيجاني متفاوت و انتخاب يك مسير درست از ميان آنهاست. نظم بخشي هيجان ها لزوماً به معني كنترل هيجان ها نيست، عواطف، كاركرد هاي سازمان دهنده برانگيزاننده و سازگاري كننده مهمي دارند و به همين علت هم نبايد به شدت كنترل شوند. نظم بخشي هيجاني به توانايي...........................................

 

 

بلافاصله بعد از پرداخت موفق میتوانید فایل کامل این پروژه را با سرعت و امنیت دانلود کنید

قیمت اختصاصی و استثنایی این پروژه در پایان نامه دات کام : تنها , 36000 تومان

 

 

 

قیمت قبلی : 500000 ریال

قیمت جدید : 36000 تومان  |   جهت خرید محصول بر روی تصویر روبرو کلیک نمایید :

خرید آنلاین این مطلب





0 نظر
نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
کد را وارد کنید: *


تماس با ما
کد تماس با ما